آدم ها مثل كتاب ها هستند: بعضي از آدم ها ترجمه شده اند ، بعضي ها تفسير مي شوند. بعضي ها تجديد چاپ مي گردند، بعضي ها هم فتوكپي آدم هاي ديگرند. بعضي ها قيمت روي جلد دارند و عده اي با چند درصد تخفيف به فروش مي رسند. بعضي از اونها نمايشنامه اند و در چند پرده نوشته و اجرا مي شوند. بعضي فقط جدول سرگرمي و عده اي معلومات عمومي اند. بعضي آدم ها خط خوردگي دارند و بعضي ها هم غلط چاپي فراوان. از روي بعضي آدم ها بايد مشق نوشت و از روي عده اي جريمه ...
مرا به خود می خواند!
تنهایم، تنهای تنها، به دنبال تنهاترین امید می گردم.
اوست مرا می خواند.
فریاد می زند بیا!!
نجوایی به گوش می رسد، نرو!
می گویم تنهایم باید بروم
باز نجوایی احاطه ام می کند نرو! می گویم چرا؟!
مرا بسوی خویش می خواند.
تنهایم، تنهای تنها.
درونم می گوید از چه ایستاده ای، برو!
ولی نجوا دوباره بگوش می رسد نه!!
مضطربم، مرددم، نمی دانم، نمی فهمم، آیا بروم یا نه؟!
تنهایم، تنهای تنها، بدنبال تنهاترین امید می گردم.
درونم می گوید بروم،
تلنگری میگوید با نجوا چه می کنی؟
با خود می گویم نمی روم، درونم برآشفته می شود،
چرا؟!
فریاد می کشم
از من تنها چه می خواهید؟
و تو مرا یاری خواهی کرد!
آری تو! یاریم کن بروم یا نروم؟!

